مولف ناشناخته

90

تاريخ شاهى ( فارسى )

حرص او به دهان شهوت از تو آرزو خواهد . و صاحب بريد [ را ] گفت تو صندوق اسرار منى و مهاركش كار منى ، خباياء اسرار من به سرپوش كتمان پوشيده‌دار ، و بار امانت مرا بر خود گران مشمار . پس روى به همه آورد و گفت : من دانستم كه انديشهء شما بدين سؤال كه از من كرديد چه بود و آنچه از من پنهان داشتيد بر شما آشكارا كردم ، و برين تعليمها آن خواستم كه شما بر علم و دانش من مطلع شويد ، و مضمون دل و خاطر من بدانيد ، و شما را معلوم شود بدين اظهار كه بر شما كردم كه از شما كينه در دل نگرفتم . [ 183 ] اكنون شكر خداى تعالى - بر نعمت عفو من - بر خود بگزاريد و بدانيد كه به كردار گناه‌كاران ، ثواب نيكوكاران نيابند . و اللّه اعلم .